راه جدید

سنت آنتون در صحرایی زندگی میکرد که روزی جوانی به سراغش آمد .

جوان گفت :” پدر ، من هر چه داشتم فروختم و حاصلش را به فقرا بخشیدم . فقط چیزهای اندکی را که به من کمک میکنند در اینجا سر کنم نگه داشتم . میخواهم به من راه رستگاری را نشان دهی “.

سنت آنتون از جوانک خواست تا همان چیزهای اندک را نیز بفروشد و از شهر قدری گوشت بخرد و در بازگشت ، گوشت را به اندامش ببندد .

جوان طبق دستور عمل کرد .

در راه بازگشت ، سگ ها و لاشخورهایی که گوشت میخواستند ، به او حمله کردند .

وقتی جوان برگشت ، اندام مجروح و لباسهای پاره پاره اش را به پدر ، نشان داد و گفت :” من برگشتم “.

قدیس گفت :” کسانی که راه جدیدی را آغاز میکنند ، اما میخواهند ذره ای از زندگی پیشین را نیز به همراه داشته باشند ، گذشته شان عذابشان میدهد”.

( کوئیلو )


نویسنده :
لینک کوتاه این مطلب : http://polop.ir/?p=1365

حتما ببینید

پیش بازی چلسی و ساوتهمپتون:

پیش بازی چلسی و ساوتهمپتون: ⚽️ هفته پنجم پرمیرلیگ ⏰ شنبه 26 مهر – ساعت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نه + شانزده =