غول چراغ جادو

غول چراغ جادو بر مردی ظاهر شد و از او خواست تا دو آرزو به زبان آورد تا بر آورده کند .

مردگفت :” اولین آرزو ; مرگ همسرم ، تا اموال او به من برسد . دومین آرزو ; مرگ پدرم ، تا پولهای او نیز به من برسد “.

غول تلخ خنده ای زد و گفت :”من آرزوی کسانی که با مرگ دیگران زندگی میکنند ، برآورده نخواهم کرد “.

( مجتبی گیوه چی )


نویسنده :
لینک کوتاه این مطلب : http://polop.ir/?p=1318

حتما ببینید

علی بابا و چهل دزد بغداد

علی بابا مقابل غار ایستاد و گفت :” ساسمی بازشو !”. اما درب غار تکان …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 × یک =