خانه / طنز و سرگرمی / مطلب طنز / بهلول / بهلول و مرد شیاد

بهلول و مرد شیاد

بهلول سکه طلایی در دست داشت و با آن بازی می نمود.

شیادی چون شنیده بود که بهلول دیوانه است جلو آمد و گفت: اگر این سکه را به من بدهی در عوض ده سکه که به همین رنگ است به تو می دهم .

بهلول چون سکه های او را دید دانست که سکه های او از مس است و ارزشی ندارد ، به آن مرد گفت : به یک شرط قبول می نمایم ، اگر سه مرتبه مانند الاغ عرعر کنی .

شیاد قبول نمود و مانند خر عرعر نمود.

بهلول به او گفت : خوب الاغ جون چون تو با این خریت فهمیدی سکه ای که در دست من است از طلاست ، من نمی فهمم که سکه های تو از مس است. آن مرد شیاد چون کلام بهلول را شنید از نزد او فرار نمود !

نویسنده : S.H.Mousavi
لینک کوتاه این مطلب : http://polop.ir/?p=256

مطلب پیشنهادی

تروریستها

تروریستهای افسار گسیخته ، میدانهای نفتی جهان را به آتش کشیده اند و در نیمکره …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی : *

  • سبد خریدتان خالی است.