خانه / طنز و سرگرمی / مطلب طنز / بهلول / سوال هارون از بهلول

سوال هارون از بهلول

روزی بهلول نزد هارون رفت و ابتدای مجلس ودر کنار هارون نشست .

هارون از رفتار بهلول رنجیده خاطر شد و خواست بهلول را در بین انظار حاضرین خفیف ( سرزنش) نماید ، سوال نمود : آیا بهلول حاضر است جواب معمای مرا بدهد؟ .

بهلول گفت : اگر شرط نمایی و مانند دفعات پیش پشت پا نزنی حاضرم .

سپس هارون گفت : اگر جواب معمای مرا فوری بدهی هزار دینار زر سرخ به تو می دهم و چنانچه در جواب عاجز مانی ، امر می نمایم تا ریش و سبیل تو را بتراشند و بر الاغی سوارت نمایند در کوچه و بازار بغداد با رسوایی تمام بگردانند .

بهلول گفت : من به زر احتیاجی ندارم ولی با یک شرط حاضرم جواب معمای تو را بدهم .

هارون گفت : آن شرط چه می باشد؟ .

بهلول گفت : اگر جواب معمای تو را دادم از تو می خواهم تا امر نمایی مگس ها مرا آزار ننمایند .

هارون دقیقه ای سر به زیر انداخت و بعد گفت این امر محال است و مگس ها مطیع من نیستند .

بهلول گفت: پس از کسی که در مقابل مگس ناچیز عاجز است چه توقعی می توان داشت .

حاضران مجلس بر عقل و جرات بهلول متحیر بودند .

هارون هم در مقابل جواب های بهلول از رو رفت . ولی بهلول فهمید که هارون در صدد تلافی است و برای دل جویی او گفت : حال حاضرم بدون شرط جواب معمای تو را بدهم

سپس هارون سوال نمود : این چه درختی است؟ یک سال عمر دارد و دوازده شاخه و هر شاخه سی برگ و یک روی آن برگ ها روشن است و روی دیگر تاریک.

بهلول فوری جواب داد : این درخت سال و ماه و روز و شب است به دلیل این که هر سال دوازده ماه دارد و هر ماه شامل سی روز است که نصف آن روز و نصف دیگرش شب است.

هارون گفت : احسنت ، صحیح است .

حضار زبان به تحسین بهلول گشودند !!

می پسندم(۰)نمی پسندم(۰)
نویسنده : S.H.Mousavi
لینک کوتاه این مطلب : http://polop.ir/?p=222

مطلب پیشنهادی

مگس آزاری!

 مگس نشسته رو برنج ، میگم : مگس . میگه بکشمش ؟ پ نه پ …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی : *

  • سبد خریدتان خالی است.