باید عوض کنم

باید که شیوه‌ی سخنم را عوض کن / شد، شد، اگر نشد، دهنم را عوض کنم

گاهی برای خواندن یک شعر لازم است / روزی سه بار انجمنم را عوض کنم

از هر سه انجمن که در آن شعر خوانده‌ام / آنگه مسیر آمدنم را عوض کنم

در راه اگر به خانه‌ی یک دوست سر زدم / این‌بار شکل در زدنم را عوض کنم

وقتی چمن رسیده به اینجای شعر من / وقت است قیچی چمنم را عوض کنم

باید پس از شکستن یک شاخ دیگرش / جای دو شاخ کرگدنم را عوض کنم

وقتی چراغ مه شکنم را شکسته‌اند / باید چراغ مه‌شکنم را عوض کنم

عمری به راه نوبت ماشین نشسته‌ام / امروز می‌روم لگنم را عوض کنم

با من برادران زنم خو ب نیستند / باید برادران زنم را عوض کنم

دارد قطار عمر کجا می‌برد مرا؟ / یارب! عنایتی! ترنم را عوض کنم

ور نه ز هول مرگ زمانی هزار بار / مجبور می‌شوم کفنم را عوض کنم

دستی به جام باده و دستی به زلف یار/ پس من چگونه پیرهنم را عوض کنم؟

هر شب میان مقبره‌ها راه می‌روم / شاید هوای زیستنم را عوض کنم

(ناصر فیض )

نویسنده : S.H.Mousavi
لینک کوتاه این مطلب : http://polop.ir/?p=297

مطلب پیشنهادی

دیدنی ها

چوب ها را چماق می بینم / دست هر کس پیچاق می بینم طوطی و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی : *

  • سبد خریدتان خالی است.