امان از پیری

رسید پیری و دندان من ز فک افتاد / نخست لق شد و آخر به هر کلک ، افتاد

لبم که بود به کنجش تبسم نمکین / تبسمش به درک ، پاک از نمک افتاد

هزار چین و چروکم نشست بر رخسار / بنای خوشگلی ام را دوصد ترک افتاد

زسیب سرخ رخم رنگ و بو برفت و بر آن / ببین به دست زمانه ، چه سخت ، لک افتاد

به کیک خوشمزه خامه ای « عهد شباب » / در آستانه پیری بسی کپک افتاد

زچشم ، نور و ز سر موی نازنینم رفت / به درز خشتک تنبان عمر ، کک افتاد

به میخ عافیت آویختم الک ، اما / زمانه زود بگفتا : بیا ، الک افتاد

( مرتضی فرجیان )

نویسنده : S.H.Mousavi
لینک کوتاه این مطلب : http://polop.ir/?p=338

مطلب پیشنهادی

ساخت چین

رفتم فنلاند و گوشی چینی بهم انداختند . اومدم کلیه هامو اهدا کنم  اما گفتند …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی : *

  • سبد خریدتان خالی است.