چاقی

گذشت از شصت و هشتاد و نود شد / به سرعت از صد و هفتاد رد شد

چنان خورد از هرآن‌چیزی که می‌دید / قطور و گِرد چون سلطان فهد شد

شبی درگیر شد با کوچه ای تنگ / پس از یک هفته از آن کوچه رد شد

قدم با هر خیابان آشنا کرد / خیابان شد شلوغ و راه سد شد

نمی‌دانست غیر از شعر چیزی / گذشت و چیزهایی هم بلد شد

نمی‌دانم چه پیش آمد که ناگاه / صد و هفتاد پایین رفت و صد شد

همان چاقی که چون سلطان فهد بود / تنش لاغرتر از بشار اَسد شد

غزل از عشق گفت و شد تنش آب / تمام شعرهایش مستند شد

برای بهترین شعر معاصر / غزل های دل انگیزش سند شد
در این شعر از کسی نامی‌نبردم / حسین منزوی فهمید، بد شد

(ناصر فیض )

می پسندم(۰)نمی پسندم(۰)
نویسنده : S.H.Mousavi
لینک کوتاه این مطلب : http://polop.ir/?p=304

مطلب پیشنهادی

دیدنی ها

چوب ها را چماق می بینم / دست هر کس پیچاق می بینم طوطی و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی : *

  • سبد خریدتان خالی است.