بمباران

از دردی که تمام تنم را گرفته بود، بیدار شدم و پرستاری را دیدم که کنار تخت من ایستاده .

گفت : ” آقای فوجیما بخت یارتان بوده که از بمباران دو روز پیش هیروشیما جان به دربرده اید . اما حالا اینجا در امان هستید ، توی این بیمارستان “. با صدای ضعیفی پرسیدم : ” من کجا هستم؟”. گفت:” ناگاساکی “.

( آلن ای مایر )


نویسنده :
لینک کوتاه این مطلب : http://polop.ir/?p=1215

همچنین ببینید

سعی کنید توی تعطیلات یا آخر هفته هاپاتون به بیمارستان کشیده نشه

تا جایی که میتونید سعی کنید توی تعطیلات یا آخر هفته‌ها پاتون به بیمارستان کشیده …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی : *