بچه ناخواسته

نوزاد را محکم به خود چسباند و گریخت .

او بچه را از کنار مسجدی دزدیده بود تا همسر نازایش را خوشحال کند .

از آن طرف ، مادر نوزاد دنبال او نمی گشت ، او خود نوزادش را کنار مسجد وانهاده بود .

زیرا مادر کسی نبود ، جز زن صیغه ای مرد ، که از او ناخواسته باردار شده بود .

شاید حالا دیگر ،حق به حقدار رسیده بود .

( مجتبی گیوه چی )

نویسنده : S.H.Mousavi
لینک کوتاه این مطلب : http://polop.ir/?p=1338

مطلب پیشنهادی

علی بابا و چهل دزد بغداد

علی بابا مقابل غار ایستاد و گفت :” ساسمی بازشو !”. اما درب غار تکان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی : *

  • سبد خریدتان خالی است.