کلاغ و پنیر

کلاغ پنیر را برداشت و پرید بالای درخت .

روباه که از آنجا میگذشت ، شروع به چرب زبانی کرد و گفت :”به به چه دمی ! چه منقار زیبایی ! چه تیپ و قیافه ای ! چه صدایی ! آوازی برایم میخوانی !”.

کلاغ نگاهی عاقل اندر سفیه به او انداخت و قالب پنیر را به دست گرفت ، گفت :” خر خودتی !”.

( مجتبی گیوه چی)

نویسنده : S.H.Mousavi
لینک کوتاه این مطلب : http://polop.ir/?p=1356

مطلب پیشنهادی

خری جان می داد

حاج مهدی شکوهی مراغه ای از شاعران طنزپرداز آذربایجان است . او کتابی هم به …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی : *

  • سبد خریدتان خالی است.