کاشف سفیدپوست

کاشف سفیدپوستی که برای رسیدن به مقصدش در قلب آفریقا عجله داشت ، به باربرانش قول داد که اگر سریع تر بروند ، کرایه ی بیشتری بپردازد .

باربران ، چند روزی با گامهای سریع تر حرکت کردند ، اما یک روز بعدازظهر بارهایشان را بر زمین گذاشتند و نشستند .

کاشف هر چه قیمت را بالابرد ، باربران از ادامه دادن راه سرباز زدند .

نهایتا کاشف از آنها دلیل رفتارشان را پرسید .

یکی از آنها جواب داد :” ما آنقدر تند راه آمده ایم که دیگر نمی دانیم چه کنیم . حالا باید قدری این جا صبر کنیم تا روحمان به ما برسد “.

( کوئیلو)


نویسنده :

همچنین ببینید

میکل آنژ

روزی از میکل آنژ پرسیدند که چگونه است که میتواند چنین آثار زیبایی خلق کند …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی : *