اسب زورو

زورو هر چه صوت زد ، اسب با وفایش نیامد .

دلش را به دریا زد و علامت معروف z را هم روی شکم گروهبان گارسیا انداخت .

تا اسب برسد و او را نجات دهد ولی از اسب خبری نشد .

ناامید ، سوار الاغی شد و از مهلکه گریخت …

بعدها با خبر شد : اسب با وفایش ، عاشق اسب گروهبان گارسیا شده .

( مجتبی گیوه چی )

نویسنده : S.H.Mousavi
لینک کوتاه این مطلب : http://polop.ir/?p=1555

مطلب پیشنهادی

علی بابا و چهل دزد بغداد

علی بابا مقابل غار ایستاد و گفت :” ساسمی بازشو !”. اما درب غار تکان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی : *

  • سبد خریدتان خالی است.