www.polop.ir ãÌáå_ÇíäÊÑäÊí_æáæ

داستان گرگ

گرگ گفت :” منم مادرتون در و باز کنید “.

از پشت در صدایی بلندشد :” ای بابا ! دست از سر ما بردار ! ۱۰۰ سال است این خانه را فروخته اند “.

( مجتبی گیوه چی )


نویسنده :
لینک کوتاه این مطلب : http://polop.ir/?p=1592

همچنین ببینید

علی بابا و چهل دزد بغداد

علی بابا مقابل غار ایستاد و گفت :” ساسمی بازشو !”. اما درب غار تکان …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی : *