خانه / طنز و سرگرمی / مطلب طنز / داستانک ها / علی بابا و چهل دزد بغداد
www.polop.ir ãÌáå_ÇíäÊÑäÊí_æáæ

علی بابا و چهل دزد بغداد

علی بابا مقابل غار ایستاد و گفت :” ساسمی بازشو !”.

اما درب غار تکان نخورد .

دوباره گفت :” ساسمی باز شو “.

ولی باز هم درب غارتکان نخورد .

روغن را از جیبش بیرون کشید و به لولای آن مالید .

برای بار سوم تکرار کرد :” ساسمی بازشو … “.

این بار هم درب غار هیچ تکانی نخورد .

مأیوس به غار نگاه کرد و در فکر فرو  رفت ، ناگهان صدایی از پشت سرش شنید ، برگشت .

رییس دزدان بود که قهقهه ای زد و گفت :” پسوورد غار راخیلی  وقته عوض کردم “.

( مجتبی گیوه چی )


نویسنده :
لینک کوتاه این مطلب : http://polop.ir/?p=1601

همچنین ببینید

اگر ریشه ابروهای شما ضعیف شده

✅اگر ریشه ابروهای شما ضعیف شده و حتی مدتهاست که درنمیاد، از روغن سیاه دانه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی : *