www.polop.ir

قصه قبل از خواب

چوپان چشمان خود را همراه با گوسفندان به چرا می برد و دودستی گرگ را تحویل گوسفندان می دهد اما سگ گله با نی زدن و آواز خواندن جلب توجه می کند و گرگ به او علاقه مند شده و سر به کوه و بیابان می گذارد .

چوپان که از بالای درخت این صحنه را می بیند ، بلافاصله به سمت سگ رفته و او  را خفه می کند .

ترس وجود گوسفندان را فرا می گیرد . آنها به سمت گرگ عاشق بیابان زده می روند تا از او کمک بگیرند .

گرگ تمام گوسفندان را می خورد و با پشم آنها آتشی ساخته و دود آن را به سمت چوپان فوت می کند .چوپان از شدت خفگی ، چشمانش کور می شود .

گرگ وقتی می بیند که چوپان کور شده ، با خیال راحت به بالای درخت می رود و زوزه می کشد .

باد آتش را به جان درخت می اندازد .

چوپان متوجه زوزه های پایانی گرگ می شود و در حال یافتن جسد سگ ، ادای زوزه گرگ را در می آورد و می خندد .

سگ که تنها شش جان از هفت جان خود را از دست داده بود، نی را آتش می زند و به سمت چوپان پرت کرده و خود را نیز به ته دره می اندازد .

نی باعث آتش گرفتن لباس چوپان می شود به همین دلیل چوپان ، خود را لخت می کند .

باد تند می شود و اورا به طرف دره می کشاند .

چوپان به ته دره و بر روی سگ می افتد و آن دو در کنار یکدیگر به خوبی و خوشید می میرند !

 

( سحم )

نویسنده : S.H.Mousavi
لینک کوتاه این مطلب : http://polop.ir/?p=1819

مطلب پیشنهادی

ساخت چین

رفتم فنلاند و گوشی چینی بهم انداختند . اومدم کلیه هامو اهدا کنم  اما گفتند …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی : *

  • سبد خریدتان خالی است.