دست دوستی

پوست دستم نازک است مانند تار عنکبوت و فروزان است گرمای تنم با شدت سانتیگراد ، پس دست در دستم نگذارید که با راز دلم ، تک درخت جنگل سودا فراری می شود .

بی شک کمک را من صدا کردم .

انگار که پوشاکم قصد تعویض دارد و نگاه خیره دوستان نشان از کف تعجب بر دهان دارد .

آنها اگر چه مرا خوب می شناسند ولی همه نفس ها در سینه ، حبس ابد را عفو فرمودند تا من زیر زمین خانه زندگی را صحنه رقاصی کنم ، اما نمیدانند که از شیرینی عقل کلاغ قصه هاست که مگس های مسافر از نان شب هم بی نیازند !

 

( سحم )

می پسندم(۰)نمی پسندم(۰)
نویسنده : S.H.Mousavi
لینک کوتاه این مطلب : http://polop.ir/?p=1952

مطلب پیشنهادی

ساخت چین

رفتم فنلاند و گوشی چینی بهم انداختند . اومدم کلیه هامو اهدا کنم  اما گفتند …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی : *

  • سبد خریدتان خالی است.