خانه / طنز و سرگرمی / سخن بزرگان / همیشه وقتـے مادرم داستان ترسناکش رو تعریف مـے کرد آخرش خیال ما رو هم راحت مـے کرد

همیشه وقتـے مادرم داستان ترسناکش رو تعریف مـے کرد آخرش خیال ما رو هم راحت مـے کرد

همیشه وقتـے مادرم
داستان ترسناکش رو تعریف مـے کرد
آخرش خیال ما رو هم راحت مـے کرد
و مـے گفت: نگران نباشین
اگه شیطان واقعیه پس خـدا هم واقعیه

─┅─═ঊঈ 📚 ঊঈ═─┅─

 


نویسنده :
لینک کوتاه این مطلب : http://polop.ir/?p=8610

همچنین ببینید

وَقتی خُدا میخواست تو را بسازد، چه حال خوشی داشت..

❤❤💋💋❤❤💋💋❤❤ وَقتی خُدا میخواست تو را بسازد، چه حال خوشی داشت.. چه حوصله‌ای… این موها …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی : *