ژان وال ژان

ژان وال ژان

رنگ از چهره ی ژان وال ژان پریده بود .

مأموران پلیس او را با شمعدانیها گرفته بودند ، توضیحات او آنها را قانع نکرد.

ژان با مأموران به درب کلیسا رسیدند.

مأمور پلیس در زد و خود را معرفی کرد ، پدر روحانی درب را باز کرد و با دیدن ژان و مأموران تعجب کرد.

پلیس گفت : ” این شمعدانها را شما به این مرد بخشیده اید؟”.

پدر روحانی جواب داد:” نه، آنها را دزدیده است”.

ژان از تختخواب افتاد و بیدار شد.

پدر روحانی را دیدکه با شمعدانهایی در دست ،بالای سر او ایستاده و لبخند میزند .

( مجتبی گیوه چی )


ژان وال ژان
نویسنده :
لینک کوتاه این مطلب : http://polop.ir/?p=1221

حتما ببینید

تو فیلم جیغ ۱۹۹۶، یک بخشی از فیلمبرداری خانم بازیگر باید با پلیس تماس می‌گرفت و جیغ می‌کشید و بعد تلفن رو قطع میکرد.

تو فیلم جیغ ۱۹۹۶، یک بخشی از فیلمبرداری خانم بازیگر باید با پلیس تماس می‌گرفت و جیغ می‌کشید و بعد تلفن رو قطع میکرد.

تو فیلم جیغ ۱۹۹۶، یک بخشی از فیلمبرداری خانم بازیگر باید با پلیس تماس می‌گرفت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

یازده − پنج =