درسی در جنگل !

ساحری آفریقایی، شاگرد تازه کارش را در جنگل هدایت میکرد.

ساحر با وجود سن زیادش ، با چابکی در راه قدم برمی داشت ، در حالی که جوان مرتبا می لغزید و زمین میخورد .

جوان بر میخواست ، ناسزا یی میگفت ، تفی بر زمین می انداخت و به دنبال مرشدش به راه می افتاد .

بعد از پیاده روی طولانی، به مکان مقدسی رسیدند .

ساحر بدون معطلی شروع کرد به بازگشتن به جایی که پیاده روی را از آنجا آغاز کرده بودند .

جوان زمین خورد و درحالی که بر می خاست گفت : ” امروز هیچ چیز به من یاد ندادید “.

ساحر گفت :”من امروز می خواستم چیزی به تو بیاموزم ، اما تو در آموختن آن شکست خوردی . می خواستم بیاموزم که چگونه با اشتباه هایت در زندگی مواجه شوی “.

جوان پرسید :” چگونه باید با آنها مواجه شوم ؟”.

ساحر جواب داد:” همان طور که می بایست با زمین خوردن هایت برخورد میکردی . به جای لعنت کردن جایی که در آن زمین خورده بودی ، می بایست کشف میکردی که چه چیز باعث لغزیدن و زمین خوردن تو شده است “.

( کوئیلو)


نویسنده :
لینک کوتاه این مطلب : http://polop.ir/?p=1291

همچنین ببینید

میکل آنژ

روزی از میکل آنژ پرسیدند که چگونه است که میتواند چنین آثار زیبایی خلق کند …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

9 + 1 =