کبریت بی خطر

آتش از درون سرش زبانه کشید بعد صورتش گر گرفت …

کم کم آتش به قلب و شکمش زد …

او ایستاده آتش گرفته بود …

دیگر کاری از او ساخته نبود ، آتش به چکمه های سرباز که رسید ، خاموش شد .

جنازه اش را کنار شومینه انداختند .

سربازی دیگر از کامیون پیاده شد .

روی سقف کامیون نوشته بود : کبریت بی خطر .

( مجتبی گیوه چی)


نویسنده :
لینک کوتاه این مطلب : http://polop.ir/?p=1415

همچنین ببینید

” من خودم رو بهترین بازیکن تاریخ بارسلونا نمی دانم

#نقل_قول لئو مسی: ” من خودم رو بهترین بازیکن تاریخ بارسلونا نمی دانم زیرا این …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 + 5 =