خانه / طنز و سرگرمی / سخن بزرگان / ماندم به خماری که شراب تو بجوشد

ماندم به خماری که شراب تو بجوشد

ماندم به خماری که شراب تو بجوشد
پس مست شود در خم و از خود بخروشد
آنگه دو سه پیمانه از آن می که تو داری
با من به بهایی که تو دانی بفروشد
مستم نتوانست کند غیر تو بگذار
صد باده به جوش اید و صد بار بکوشد
وقتی که تو باشی خم و خمخانه تهی نیست
بایست دعا کرد که سرچشمه نخوشد
مستی نبود غایت تأثیر تو باید
دیوانه شود هر که شراب تو بنوشید
مستوری و مست تو به یک جامه نگنجد
عریان شود از خویش تو را هر که بپوشد

حسین_منزوی

─┅─═ঊঈ 📚 ঊঈ═─┅─

 


نویسنده :
لینک کوتاه این مطلب : http://polop.ir/?p=6548

همچنین ببینید

زنان کارگر در تخت جمشید

زنان کارگر در تخت جمشید دارای مرخصی زایمان بوده اند و هنگام حاملگی جیره شراب …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

46 − = 41