خانه / طنز و سرگرمی / مطلب طنز / شعر طنز (پەڕە 3)

شعر طنز

باید عوض کنم

باید که شیوه‌ی سخنم را عوض کن / شد، شد، اگر نشد، دهنم را عوض کنم گاهی برای خواندن یک شعر لازم است / روزی سه بار انجمنم را عوض کنم از هر سه انجمن که در آن شعر خوانده‌ام / آنگه مسیر آمدنم را عوض کنم در راه اگر …

ادامه مطلب »»

دوران کودکی

الا ای کـودکی هـایم کجایی؟ / کجـا شد راه و رسم آشنایی؟ اگر از مخلصت جویای حالی / به غیـر از دوری ات نبوَد ملالی شوم قربان تــای دسته دارت / منــم در حسرت آن روزگارت به غیر از چند عکس نصفه – نیمه / ندارم سهـم از ایــام قدیمه …

ادامه مطلب »»

ماشین سواری

اگـه یـه روز رفتی یه جای دنیــا / واسه خودت ماشین خریدی اونجـا یه چی بخر شبیه پیکــان بـاشه / صندلیاش مدل جــوانـان بــاشه وقتی که پشت فـرمونش نشستی / خواستی بفهمن کـه کجایی هستی اوّل کـار واســه جلو پنجـره / یـه نعل اسب عالی یــادت نـره یـه وخ خیـال …

ادامه مطلب »»

دانستن

آنکس که بداند و بداند که بداند / اسب شرف از گنبد گردون بجهاند آنکس که بداند و نداند که بداند / آگاه نمایید که بس خفته نماند آنکس که نداند و بداند که نداند / لنگان خرک خویش بمنزل برساند آنکس که نداند و نداند که نداند / در …

ادامه مطلب »»