خانه / طنز و سرگرمی / مطلب طنز / داستانک ها (پەڕە 12)

داستانک ها

 

بمباران

از دردی که تمام تنم را گرفته بود، بیدار شدم و پرستاری را دیدم که کنار تخت من ایستاده . گفت : ” آقای فوجیما بخت یارتان بوده که از بمباران دو روز پیش هیروشیما جان به دربرده اید . اما حالا اینجا در امان هستید ، توی این بیمارستان …

ادامه مطلب »»

باغ گل

زمستان ، همه ی رنجهایم را درو کرده و آنها را در باغچه ام مدفون کردم. هنگامی که فروردین باغچه ام گلباران شد و زمین و بهار، ماه عسل خویش را جشن گرفتند ، باغ من از گلهای فوق العاده و استثنایی پر بود . همسایگانم آمدند و گلها را …

ادامه مطلب »»

درویش

روزی روزگاری درویشی نزد برادرش از فقیر و غنی که اورا رنج داده وکاسه صبرش را لبریز کرده بودند،گلایه میکرد . آن گونه که سعدی نقل کرده، برادردرویش پند نیکویی به اوعطا کرد : ” به فقرا چیزی نده تادوباره نزدتو نیایند و از ثروتمندان پول طلب کن تا از …

ادامه مطلب »»

اسفناج و علف

اسفناج به علف گفت:”من دریک لحظه رشد میکنم وبزرگ میشوم در حالی که تو می بایست سرتاسر تابستان رشدکنی وقدبکشی تابه اندازه ای برسی که من دریک چشم برهم زدن میرسم”. علف پاسخ داد:” راست میگویی، تا زمانی که من به ثمر بنشینم یک شیء بی ارزش صدباربه وجودمی آید …

ادامه مطلب »»

چالش

پرسیدم:”میتوانی بگویی چالش یعنی چه؟”. گفت:”چالش یعنی بحث وبررسی وتبادل نظر راجع به یک موضوع یا مسأله ای که ممکن است هرکس راه کار یاپیشنهادهایی برایش داشته باشد. منتهاوقتی بعداز صحبت وبحث و… به نتیجه ای نمیرسد،موضوع راهمانجا’چالش’ می کنند!. ( هفته نامه گل آقا )

ادامه مطلب »»

امتحان استاد

مردی که نصفش زیرزمین بوداستاد دانشگاه شد.آخر ترم وقتی می خواست بازیگوشی های دانشجویان را تلافی کند یکی ازسؤالهای امتحان رااین گونه طرح کرد: ۱-جای خالی راباکلمات مناسب پرکنید: . . . ازمهم ترین آثاراین شاعربزرگ است. ( هفته نامه گل آقا )

ادامه مطلب »»

انگشتر

مردی به بخیلی گفت که:”انگشتر خود رابه من ده که هروقت نظرم به آن افتد،تورابه خاطر آورم ودعا گو باشم”.گفت:”هروقت خواهی مرایاد کنی،به خاطربیاور که;وقتی انگشتری ازاوخواستم،به من نداد”. ( هفته نامه گل آقا)

ادامه مطلب »»