خانه / طنز و سرگرمی (پەڕە 145)

طنز و سرگرمی

بهلول و سوداگر

روزی سوداگری بغدادی ، از بهلول سوال نمود : آقای شیخ بهلول ، من چه بخرم تا منافع زیاد ببرم؟ . بهلول جواب داد : آهن و پنبه. آن مرد رفت و مقداری آهن و پنبه خرید و انبار نمود . اتفاقا پس از چند ماهی فروخت و سود فراوان …

ادامه مطلب »»

بهلول و عطیه خلیفه

روزی هارون الرشید مبلغی به بهلول داد که آن را در میان فقرا و نیازمندان تقسیم نماید . بهلول وجه را گرفت و بعد از لحظه ای به خود خلیفه پس داد . هارون از علت آن سوال نمود. بهلول جواب داد که من هر چه فکر کردم ، از …

ادامه مطلب »»

بهلول و وزیر

روزی وزیر خلیفه به تمسخر بهلول را گفت : خلیفه تو را حاکم به سگ و خروس و خوک نموده است . بهلول جواب داد : پس از این ساعت به بعد ، قدم از فرمان من بیرون منه ، که رعیت منی . همراهان وزیر همه به خنده افتادند …

ادامه مطلب »»

بهلول و طبیب دربار هارون

هارون الرشید طبیب مخصوصی از یونان درخواست نمود . چون آن طبیب وارد بغداد شد ، هارون با جلال مخصوصی آن طبیب را وارد دربار نمود و بسیار به او احترام نمود . تا چند روز ارکان دولت و اکابر شهر بغداد به دیدن آن طبیب می رفتند تا این …

ادامه مطلب »»

بهلول و طعام خلیفه

هارون الرشید ظرف طعامی برای بهلول فرستاد . خادم خلیفه طعام را نزد بهلول آورد و پیش او گذاشت و گفت این طعام مخصوص خلیفه است و برای تو فرستاده است تا بخوری . بهلول آن طعام را پیش سگی که در آن خرابه بود گذاشت . خادم بر سرش …

ادامه مطلب »»

نشستن بهلول برصندلی هارون

روزی بهلول وارد قصر هارون شد و چون صندلی خلافت را خالی و بلا مانع دید ، فورا بدون ترس بالا رفت و بر جای هارون نشست . چون غلامان خاص دربار آن حال را مشاهده کردند ، فورا بهلول را با ضرب تازیانه از صندلی پایین آوردند . بهلول …

ادامه مطلب »»

مباحثه بهلول با مرد فقیه

آورده اند که فقیهی مشهور از اهل خراسان وارد بغداد شد و چون هارون الرشید شنید که آن مرد فقیه به بغداد آمد او را به دارالخلافه طلبید. آن مرد نزد هارون الرشید رفت . خلیفه مقدم او را گرامی داشت و با عزت او را نزدیک خود نشاند و …

ادامه مطلب »»

سوال هارون از بهلول

روزی بهلول نزد هارون رفت و ابتدای مجلس ودر کنار هارون نشست . هارون از رفتار بهلول رنجیده خاطر شد و خواست بهلول را در بین انظار حاضرین خفیف ( سرزنش) نماید ، سوال نمود : آیا بهلول حاضر است جواب معمای مرا بدهد؟ . بهلول گفت : اگر شرط …

ادامه مطلب »»