خانه / طنز و سرگرمی (صفحه 20)

طنز و سرگرمی

از خاطرات یک نامزد انتخاباتی

دوران کودکی هم برای خودش عالمی دارد . یادم می آید یکی از روزهای گرم تابستان که هوا گرم و کمی تا قسمتی سوزان بود ، در حیاط خانه مشغول بازی بودم که زنگ در به صدا درآمد و مهمان ناخوانده به همراه پدرم وارد خانه شدند . من همچنان …

توضیحات بیشتر »

فرار از جزیره

به سرعت از آسمان فاصله می گیرم و به سمت زمین نزدیک و نزدیک تر می شوم . چتر نجات باز نمی شود و همراه با دهانی باز شده از شدت تعجب به سطح زمینی که تنها یک متر با دریاچه فاصله داشت برخورد می کنم . چشمانم درون آب …

توضیحات بیشتر »

جمع شدن گلبولهای قرمز خون در جلوی چشم

نشانه ها حاکی از جمع شدن گلبولهای قرمز خون در جلوی چشم ، قرمز شدن پوست ، سرفه های پی در پی و احساس خود بزرگ بینی مفرط است که بصورت فریاد ، تلخند و رفتارهای تند ناشی از توسری خوردن های کودکانه ، بر روی همنوع خالی می شود …

توضیحات بیشتر »

گرمای سوزان

پنکه ثابت بود و من به دورش می گشتم . او با دیدن کولر آبی ، به زمین خاکی نزدیک خانه رفت تا بتواند روزی فوتبالیست بادی شود . او آرزوی بهترین بازیکن آسیاب را در سر می پروراند تا گندم ها را تنها با یک اشاره راهی کیسه های …

توضیحات بیشتر »

جواب معما

لطفا به این معما توجه کنید . آن چیست که درازه زرده ولی موز نیست آن چیست که از آب می گذردو خیس نمی شود ولی نور نیست آن چیست که دست به کمر ایستاده ولی آفتابه نیست آن چیست که هم بچه و هم تفنگ دارد ولی قنداق نیست …

توضیحات بیشتر »

سیاره من

وقتی کارمند بانک می شی ، همه ازت انتظار دارن که براشون وام بگیری . وقتی مغازه دار می شی ، همه ازت می خوان که بهشون نسیه بدی . وقتی دکتر میشی ، همه آشنایان ناگهان مریض می شن . وقتی صاحب پول و پله می شی ، همه …

توضیحات بیشتر »

منزل آقای فلانی ؟

دیشب شخص ناشناسی تلفن زد و گفت : منزل فلانی ؟ گفتم : خودم هستم ، بفرمایید . گفت : من شماره تلفن شما را به سختی پیدا کردم . اول تلفن زدم به آقای باباچاهی ، از ایشان تلفن آقای لنگرودی را گرفتم . بعدا تلفن زدم به آقای …

توضیحات بیشتر »

کتاب وداع با اسلحه

ابراهیم گلستان در مصاحبه ای نقل کرده که بعد از کودتای ۲۸ مرداد ( نجف دریابندری ) را هم می گیرند ، به این جرم که عضو ( جمعیت طرفداران صلح ) بوده است . دریابندری می پرسد : دلیل این اتهام چیست ؟ می گویند : دلیلش این است …

توضیحات بیشتر »

از آب گذشته ها

روزی به میرزا اسکندر خان قراچه داغی ( جمشید ارجمند) گفتیم : « ما توی لطیفه های شما آب می بندیم و این ور و آن ور استفاده می کنیم ». میرزا اسکندر خان گفت : « از آب گذشته ها را بده خودمان هم استفاده کنیم !»

توضیحات بیشتر »

  • سبد خریدتان خالی است.

Responsive WordPress Theme Freetheme wordpress magazine responsive freetheme wordpress news responsive freeWORDPRESS PLUGIN PREMIUM FREEDownload theme freeDownload html5 theme free - HTML templates Free Top 100+ Premium WordPress Themes for 2017 Null24Món ngon chữa bệnhCây thuốc chữa bệnhNấm đông trùng hạ thảo