خانه / طنز و سرگرمی (صفحه 29)

طنز و سرگرمی

مزرعه هنرمندان !

شاعری کت و شلوار پوشیده و سوار بر تراکتور زمین را شخم می زند . نقاشی قلم بر گوشش نهاده و مشغول بیل زدن و باز کردن جوی آب است . نویسنده در حالی که شعر می خواند ، شیر گاو را نیز می دوشد . هنرمندی تیغ در دست …

ادامه مطلب »»

مناظره با راننده تاکسی !

گفت : « قهرمان چندین دوره جهانی در شهرستان ژاپن هستم » . گفتم : « من می توانم آدامس را قبل از باد کردن بترکانم » . گفت : « من عاشق راصتگویی و سداقت هستم » . گفتم : « مثل آن دوستت دارم هایی که روی شیشه …

ادامه مطلب »»

گاز مهربان

سلام گاز عزیز . امیدوارم حالت خوب باشد . شبی را تا صبح در فراغ دوریت به خود پیچیدم و این ترس از بی تو بودن بود که باعث لرزیدن وجودم شد . تو رفتی و مرا با کوله باری از لباس تنها گذاشتی . ای کاش می توانستم تو …

ادامه مطلب »»

زندگی رؤیایی

همه چیز خوبه آرومه ، من چقدر خوشحالم . با صدای بلند بسته شدن در تاکسی ، راننده لبخند می زند و بعد از تصادف ، راننده ها دست به یقه احوالپرسی می کنند . دزدها به سراغ دزدگیرهای بی صدا رفته و دست ها صرفا جهت کسب آگاهی به …

ادامه مطلب »»

قصه قبل از خواب

چوپان چشمان خود را همراه با گوسفندان به چرا می برد و دودستی گرگ را تحویل گوسفندان می دهد اما سگ گله با نی زدن و آواز خواندن جلب توجه می کند و گرگ به او علاقه مند شده و سر به کوه و بیابان می گذارد . چوپان که …

ادامه مطلب »»

موضوع انشاء:تابستان خود را چگونه گذراندید؟

من مسافرت را دوست دارم زیرا به ما یاد می دهد که پول چقدر اهمیت دارد . ما به مسافرت رفتیم و برای اینکه سفر ما دورتر شود با پای پیاده رفتیم . ما به جنگل رسیدیم . من خواستم بروم پشت یکی از درختها اما پدرم گفت که خودت …

ادامه مطلب »»

دعوا حلال مشکلاته!

میگه دعوا حلال مشکلاته . دائما منو نصیحت میکنه که دعوا نکن اما خودش مدام دنبال شاخ این و اون می گرده تا شاخشون رو بشکنه . بهش میگم کله ات باد داره ، آدما که دعوا نمی گیرن . میگه : کله ای که باد نداشته باشه کله نیست …

ادامه مطلب »»

از خاطرات یک نامزد انتخاباتی

دوران کودکی هم برای خودش عالمی دارد . یادم می آید یکی از روزهای گرم تابستان که هوا گرم و کمی تا قسمتی سوزان بود ، در حیاط خانه مشغول بازی بودم که زنگ در به صدا درآمد و مهمان ناخوانده به همراه پدرم وارد خانه شدند . من همچنان …

ادامه مطلب »»

فرار از جزیره

به سرعت از آسمان فاصله می گیرم و به سمت زمین نزدیک و نزدیک تر می شوم . چتر نجات باز نمی شود و همراه با دهانی باز شده از شدت تعجب به سطح زمینی که تنها یک متر با دریاچه فاصله داشت برخورد می کنم . چشمانم درون آب …

ادامه مطلب »»

  • سبد خریدتان خالی است.

Responsive WordPress Theme Freetheme wordpress magazine responsive freetheme wordpress news responsive freeWORDPRESS PLUGIN PREMIUM FREEDownload theme freeDownload html5 theme free - HTML templates Free Top 100+ Premium WordPress Themes for 2017 Null24Món ngon chữa bệnhCây thuốc chữa bệnhNấm đông trùng hạ thảo