خانه / طنز و سرگرمی (پەڕە 93)

طنز و سرگرمی

هوای دودی اطراف

هوای دودی اطراف را با عینک دودی ، بی خیال می شوم . دیگر شب ها به درخت گردو احتیاجی نیست چون گل ها شب بو شده اند . اینجا سیاهپوستها خودشان را ضد عفونی میکنند . کبوترها پنیر به دهان می پرند . دیگر نمی توان دویدن را صرف …

ادامه مطلب »»

باز هم هوا ابری شده

باز هم هوا ابری شده و باید سرما را خورد تا آنفلوانزای پروانه ای بگیریم . اگرچه زمین به اخمهای آسمان لبخند می زند ولی شیشه عمر زمین پراست از زخم خاک و سنگ های آسمانی . فقط صدای گریه بنفش نوزاد زیر باران به گوش می رسد ، صدا …

ادامه مطلب »»

در پی لقمه هوایی . . .

من در این دنیای بی سامان ، در پی لقمه هوایی ، بسوی سوی نوری می روم . بر سر راهم نشسته شغالی خسته و مظلوم و از سیاهی راه با چراغ قوه ای در دست ، می نالد . امان از اسب اهریمن که جفتک را نشان دست دوستی …

ادامه مطلب »»

تابلوی نقاشی

آسمان رنگ زمین شده و من نمی دانم چرا نفسم به سوت سوت افتاده . ماهی های خونی علف خوارم را به چرا می برم و آنگاه احساسم خیس می شود و تا زیر پایم از شادی لبریز می شود . انگار کسی می گوید بیا بالا و نفس بگیر …

ادامه مطلب »»

من روح آن روی گدایت هستم !

من می توانم تو را ببینم . وقتی با احساس آواز را نوشتی و بوی تو لای آستین کت زردت لکه شد . ای کاش می شد برای شنیدنت سخنرانی کرد اما افسوس که هوای آسمان شب شده بود . سپیده دم و بازدم ، یادت را کشیدم و آن …

ادامه مطلب »»

بهترین شیشه شوی دنیا

آرام نشسته ام و بسوی دور دست ها راه می روم . صدای آژیر زنگ را با جان و دل می گویم : کیه ؟ . خواننده می خواند : منم ، یه لحظه پاشید بیایید دم در کارتون دارم … قسمت آخر کارتون ” آنشرلی ” بود و قبلا …

ادامه مطلب »»

عامل ارزانی

بالاخره عامل ارزانی را کشف کردم و آن را در کتاب رکورد های گینس ، با خودکار سیاه نوشتم . سپس خود را مشهورتر از اینیشتین یافتم . جهانیان انگشت به دهان ، این شگفتی را جزء عجایب هفتگانه بعلاوه یک به حساب آوردند . من فقط این را کشف …

ادامه مطلب »»

شوخی های من با تو

من شوخی را بهت پاس دادم اما تو آن را به اوت زدی و نخندیدی . شوخی های من خنده دار است اما تو ناراحت می شوی . من تو را جلوی دیگران ضایع میکنم و میخندم و این را شوخی میدانم چون با هم خندیدن برای من لذتی ندارد …

ادامه مطلب »»

خنده بینوایی

پنکه ، خود را بادست راست هماهنگ کرده و موهای آشفته را سر و سامان میدهد و موبایلم ، نامش را به گوشی همراه می فروشد و در بادجه های تلفن کنار خیابان جلوه گر میشود . من هم به تلافی آن حرکت ، صبحانه و ناهار و شام را …

ادامه مطلب »»