خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : جبران خلیل جبران (پەڕە 2)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : جبران خلیل جبران

فاحشه

بر درگاه پنجره ات نشسته ، عابرین را نگاه میکنی . در سمت راستت خواهر مقدسی می بینی و در سمت چپت فاحشه ای . در عین صداقت با خویش میگویی : ” چقدر این یکی شریف است و آن یکی نانجیب “. اما اگر چشمانت را ببندی و گوشهایت …

ادامه مطلب »»

فیلسوف دستفروش !

دیروز در بازار فیلسوفانی را دیدم که سرهایشان را در سبدهای گذاشته بودند و فریاد میزدند :” دانایی ! دانایی فروشی “. بیچاره فیلسوفان . مجبورند برای سیر کردن شکمهایشان ، سرهایشان را بفروشند . ( جبران خلیل جبران )

ادامه مطلب »»

کوه مقدس

بی شک درباره ی کوه مقدس شنیده ای که بلندترین کوه جهان است ، چنانچه به قله برسی ، آرزویی نخواهی داشت مگر پایین آمدن و بودن میان آنها که در عمیق ترین دره زندگی میکنند  و درست به همین دلیل است که آن را کوه مقدس می نامند . …

ادامه مطلب »»

فیلسوف و رفتگر

فیلسوف به رفتگر گفت :” دلم برایت میسوزد ، کاری که میکنی بسیار سخت و جانفرساست “. و رفتگر به او پاسخ داد :”خیلی از شما ممنونم ، کار شما چیست ؟”. فیلسوف پاسخ داد :” من در مورد رفتار انسانها ، ویژگیها و تمایلاتشان تحقیق میکنم “. پس ، …

ادامه مطلب »»

عیسای ناصری

من هراسان و آهسته پرسیدم :” توکیستی ؟”. او با صدایی که طنین خروش دریا را داشت ، مثل رعد غرید که :” من آن انقلابم که از نو میسازم آنچه را که مردم ویران کرده اند … من آن طوفانم که از ریشه بیرون می کشم گیاهانی را که …

ادامه مطلب »»