خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : ر

بایگانی/آرشیو برچسب ها : ر

هوای دودی اطراف

هوای دودی اطراف را با عینک دودی ، بی خیال می شوم . دیگر شب ها به درخت گردو احتیاجی نیست چون گل ها شب بو شده اند . اینجا سیاهپوستها خودشان را ضد عفونی میکنند . کبوترها پنیر به دهان می پرند . دیگر نمی توان دویدن را صرف …

ادامه مطلب »»

بهشت فروختن بهلول

روزی بهلول نزدیك رودخانه بر لب جویی نشسته بود و چون بی كار بود مانند بچه ها با گل ها چند باغچه كوچك ساخته بود . در این هنگام زبیده زن هارون الرشید از آن محل عبور می نمود ، چون به نزدیك بهلول رسید سوال نمود : بهلول چه …

ادامه مطلب »»