بهلول و صاحب خانه

بهلول و صاحب خانه

روزی بهلول به شهر بصره رفت و چون در آن شهر آشنایی نداشت اتاقی اجاره نمود ولی آن اتاق از بس کهنه ساز و مخروبه بود به کمترین باد یا بارانی تیرهایش صدا می کرد . بهلول پیش صاحبخانه رفته و گفت : اتاقی که به من دادی بی اندازه خطرناك است. زیرا به محض وزش مختصر بادی صدا از سقف و دیوارش شنیده می شود .
صاحب خانه که مرد شوخی بود در جواب بهلول گفت : عیبی ندارد ، البته میدانید که تمام موجودات  حمد و تسبیح خدای را می گویند و این صدای تسبیح و حمد خدای است. بهلول گفت :
صحیح است ، ولی چون تسبیح و تجلیل موجودات به سجده منجر می شود من از ترس سجده خواستم زودتر فکری بنمایم !


بهلول و صاحب خانه
نویسنده :
لینک کوتاه این مطلب : https://polop.ir/?p=122

حتما ببینید

حاکم از دیوانه پرسید: مجازات دزدی چیست؟

حاکم از دیوانه پرسید: مجازات دزدی چیست؟

حاکم از دیوانه پرسید: مجازات دزدی چیست؟ دیوانه گفت: اگر دزد سرقت را شغل خود …

2 نظر

  1. I am sure this article has touched all the internet visitors, its really really pleasant article on building up
    new webpage.

  2. I feel that is one of the most vital info for me. And i’m glad reading your article.
    However want to remark on few basic issues, The web site style is
    ideal, the articles is in point of fact great :
    D. Good process, cheers

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code

14 + 2 =